تبلیغات
ایران بهشت - گذری از قره کلیسا تا کلیسا زر زر

ایران ،سرزمینم ، وطنم نامت جاودانه باد

گذری از قره کلیسا تا کلیسا زر زر

تاریخ:جمعه 12 مرداد 1397-03:50 ق.ظ

روز سوم توانستیم در یک برنامه نسبتا سنگین از قره کلیسا و شیخ صدرالدین دیدار کرده و با گذر از روستای قره عین به سمت آواجیق حرکت کنیم و میهمان سیاه چادر عشایر  شده و مسیر را بسمت روستای گجوت و بازدید از منشورهای بازالتی و ادامه بسمت ماکو و بازدید از سد بارون و کلیسا زُر  زُر یا مریم مقدس رو اجرا کنیم.


قره کلیسا یا طادئوس ( طاطائوس) مقدس در 40 کیلومتری شوط و در نزدیکی شهر چالدران ( 20 کیلومتری ) و در کنار روستائی به همین نام قرار دارد هر چند که این کلیسا به نام طادئوس یکی از حواریون حضرت مسیح بود و قدیمی ترین کلیسای جهان عنوان گرفته اما در کتب تاریخی در قرن سیزدم نقش آن بسیار پر رنگ بوده است اما در قرن چهاردهم بر اثر زلزله مهیب بکلی خراب شده و توسط اسقف زاکاریا مجددا بازسازی شده است و قبر این اسقف نیز در کلیسایی به همین نام در نزدیکی قره کلیسا محل مقدس ارامنه بوده است .

در محوطه کلیسا در سمت شرقی و  پشت محراب چندین قبر دیده میشود که متعلق به اسقف های کلیسا بوده گفته میشود یکی از آنها قبر طادئوس مقدس می باشد کلیسا دارای دو گنبد بود هرمی بوده که یکی گنبد محراب و دیگری بر روی چهار طاقی بالای صحن اصلی می باشد و برج ناقوس در سمت غربی و در یک طبقه می باشد که گفته میشود در موقع بازسازی در زمان قاجار و پس از فوت عباس میرزا بدلیل عدم ارسال کمک مالی کار بازسازی ناتمام مانده و دو طبقه ای که قرار بود برروی برج ناقوس اضافه شود ناتمام می ماند و به همان یک طبقه اکتفا شده است .


دیواره های کلیسا دارای تزئینات و سنگبریهای بسیار جالبی می باشد که نمی توان همه آن زیبائی و معماری زیبای این کلیسا را در قالب عکس یا نوشته بتصویر درآورد پس باید رفت و از این همه زیبائی لذت برد.
لازم بتوضیح است که در نزدیکی این کلیسا در سمت شمالی بربالا تپه ای مقبره اسقف زاکاریا و در سمت جنوبی نیز در مسیر دسترسی کلیسا مقبره ساندخت دختر پادشان ارمنی قرار دارد که با سنگ لاشه ساخته شده است و دیدن آنها هم خالی از لطف نخواهد بود.


البته شایان ذکر است که در زبان ترکی "قره" بمعنی بزرگ هستش و به اشتباه برخی آن را سیاه ترجمه کرده اند که نمونه های آن را می توان به "قره باغ" یا "قره داغ" اشاره کرد .
هنگام برگشت از کلیسا متوجه شدم که فردی با یک پیکان وانت بساط پهن کرده که در اصطلاح ترکی به آنها "چرچی" گفته میشود - که قبلا با اسب و الاغ و قاطر به روستاها میرفتد - و دقایقی  با ایشان هم کلام شدم در واقع "چرچی" ها همان فروشندگان دوره گرد بودند که اجناس و محصولات کشاورزی روستائیان همچون گندم و جو و نخود و پنیر و تخم مرغ و ... با با وسایل مورد نیازشان معاوضه میکردند و با توجه به اینکه تعداد از زنان روستا در حال معاوضه گندم بودند و اجازه عکاسی هم ندادند تهیه عکس متاسفانه مقدور نشد.
مسیر را بسمت دشت چالدران  ادامه میدهم و پس از گذر از "گل اشاقی" به روستای سعدلمیرسم که مدفن شهدا جنگ چالدران مقبره شیخ صدالدین وزیر اعظم شاه اشماعیل صفوی و امیرعبدالباقی از علمای شهید در آن جنگ میرسم .


در وجه تسیمه روشتای گل اشاقی ( به معنی بیا پائین ) گفته میشود وقتی که سپاه عثمانی با توپ و تفنگ بر بالای تپه ای مشرف به آنجا بودند لشکر ایران نیز فقط مسلح به سلاح سرد همچون شمشیر و تیرکمان و نیزه بوده شاه اسماعیل در خلال جنگ فریاد میزده " اگر کیشی سن گل اشاقی جنگ ایلیاخ" یعنی اگه مردی بیا پایین تا جنگ کنیم و این منطقه به "گل اشاقی" مسمی گشته است.
شیخ صدرالدین را با قرائت فاتحه ای نثار به روح شهدا جنگ چالدران ، بسمت منطقه آواجیق ترک می کنیم و پس از گذر از چندین روستا در ارتفاعات ییلاقی با انبوهی از سیاه چادر عشایر روبرو میشویم و با کسب اجازه مشروط بر عدم عکاسی از ایلات و سیاه چادر و افراد میهمان سیاه چادر آقا عادل از عشایر قزلباش میشویم عشایری که موطن آنها در دشت بورالان بوده و در اینجا ییلاق میکنند .


با گشاده رویی هرچه تمام ما را به سیاه چادرشان میهمان میکنند و با چایی و نان و ماست و پنیر گوسفندی از ما پذیرائی میکنند و زود با هم گرم میشویم و حین خوردن از آداب و رسوم ایلات باهم سخن میگوییم گفتنیست که آنها به زبان کردی تکلم می کنند و اکثر ریش سفیدا و زنان ایل فارسی را متوجه نمیشوند و ترکی را خیلی کم بلدند اما آقا عادل به ترکی مسلط بود و از این بابت کارم راحت بود.
پس از حدود یک ساعت  همنشینی و همکلامی و استراحت طبق قولی هم که داده بودیم هیچ حرفی از عکس نکردیم و پس از خداحافظی مسیر را به دیدن دیدن بزرگترن منشور بازالتی ایران در نزدیکی روستای گجوت در پیش میگیریم.


منشورهای بازالتی سیاه رنگ در درون دره با رودخانه جاری خود نمایی میکند و آدم را مسحور زیبایی و عظمت خود میکند دقایقی روی تخته سنگهای بزرگ می نشینم به منشورهای زیبا خیره میشود و سرمست از این همه زیبایی و دلربائی .


دل کندن از این همه زیبائی با موسیقی سمفونیک طبیعت از صدای زیبای آبی که در رودخانه جاری بود سخت میماند اما باید رفت چرا که زندگی در رفتنها جریان دارد نه ماندن ها.
با توجه به نزدیکی به عصر و برنامه ای که در روستای خوک قرار است برگزار شود بدون معطلی راهی سد بارون میشویم جاده ای ییلاقی و بسیار خوش آب و هوا و دارای بولاغ(چشمه آب) های متعدد و گذر از روزتاهای قره خاچ ، توریان ، دیبک و نهایتا روستای بارون و اخذ مجوز ورود از نگهبانی سد جهت ورود به محوطه سد جهت بازدید از کلیسا.


گفتنیست که کلیسا زر زر یک کلیسا کوچک یا نماز خانه بوده که احتمالا برای ساکنین منطقه یا چوپانان کاربرد داشته اگر از اهمیتی که بلحاظ تاریخی و شناختی دارد بگذریم می توانیم به اهمیت این کلیسا بابت انتقال کلیسا به ارتفاع بجهت آب گیری سد بارون اشاره کنیم که در سال 1367 بدلیل آب گیری سد بارون جهت جلوگیری از به زیر آب رفتن کلیسا با شماره گذاری و تخریب  کلیسا را حدود 110 متر ارتفاع داده و بربالای تپه ای مجدد به همان شکل اولیه بنا کنند که این امر باعث شهرت جهانی این کلیسا شده است لازم بذکر است که کلیسا در فهرست آثار جهانی و ملی بثبت رسیده است.

پس از بازدید از سد و کلیسای بارون مسیر را بسمت روستای خوک پیش میگیریم تا در مراسمی که به همت دهیاری و اهالی محترم روستای خوک برگزار شده شرکت کنیم.
در اینجا جادارد ضمن تقدیر و تشکر از همه عزیزانی که در اجرای هرچه بهتر این برنامه حضور فعال داشتند اما چنانکه شاید بدانها پرداخته نشده است ،  بخصوص کارکنان محترم منطقه ویژه اقتصادی ماکو و اعضا و تحریریه محترم فصلنامه تخصصی گیلگمیش، هیئت محترم اجرائی و هیئت داوران جشنواده ، هیئت آفرود شهرستان ماکو ، دهیاری واهالی روستاهای خوک هاسون و چاوقون و بخصوص جناب آقای سهرابی که سنگینی پذیرائی و هماهنگی دوستان مستقر در روستای خوک  بر دوش ایشون بود  خانواده های سهرابی و فولادی که در طی این چند روز خانه شان کلا در اختیار دوستان بود و در این چند روز زحمات زیادی را متحمل شدند .
با تشکر مجید فقیری بیرامی
12 مرداد 97

نوع مطلب : دریاچه  طبیعت 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سهراب
چهارشنبه 17 مرداد 1397 09:05 ق.ظ
ممنون جناب فقیری عزیز که ماکو را این چنین به تصویر کشیدین
پاسخ مجید فقیری بیرامی : سلام ممنون از لطفتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo